حسن حسن زاده آملى
201
هزار و يك كلمه (فارسى)
در جواب گوييم : مقدّمة بايد دانست كه در وجود هيچ شرّ و بدى موجود نيست ، مثلا شمشير بد چيزى است كه موجب قتل است يا داراشكنه و سمومات ديگر چيزهاى بدى هستند . وقتى دقت مىكنيم مىبينيم آهن شمشير و آهن بيل دو يكى است بلكه آهن شمشير پاكتر و شفّافتر است پس آهنش بد نيست ، خداوند آفريده است تا مردم بيل و كلنگ و گاوآهن و چاقو و كارد درست كنند و اگر هم شمشير درست نمىكردند باز بد بود ؛ زيرا كه كفّار و دزدها ، راهزنها ، قاتلها و امثال اينها را بايد با شمشير مجازات كرد . اگر خداوند عقلى به انسان نمىداد كه شمشير بسازد تمام ممالك دنيا از دزد و خائن قطّاع الطريق مملوّ مىشد ؛ پس شمشير چيز بدى نيست و وجودش در عالم لازم است . منتها آن شخص ظالمى كه در غير محلّ مصرف مىكند بدى از جهت عمل اين ظالم است نه خلقت خداوند . از شمشير بگذريم به سمومات مىرسيم در كارهاى زرگرى و غيره به اندازهاى داراشكنه مفيد است كه مردم كارخانهها براى ساختن داراشكنه درست كردهاند و تجّار از اين شهر به آن شهر و از اين مملكت به مملكت ديگر نقل مىكنند . دواخانه كه از اين دواها نداشته باشد ناقص است . اين همه زحمتها براى فايدههايى است كه بر اين دواها مترتّب است . فقط داراشكنه براى كشتن مردم نيست يا سنتونيا يا كلمل فوايد بسيارى دارد و ذاتا خوب است ، الا وقتى كه شخص ظالمى آن را در غير محلّ مصرف كند . عقرب و مار و بعض حيوانات سامّ ديگر را چنان كه در توحيد مفضّل ذكر كرده از براى جذب كردن سمّياتى است كه در هوا هست كه اگر اين حيوانات سمّ را از هوا جذب نكنند مردم در نفس كشيدن و در غذا خوردن آن را مىخورند و مرضهاى گوناگون و وباها پيدا مىشود . فرنگيها هم مىگويند : كه عفونتها و چيزهاى گنديده و بدبو توليد ميكروب مىكند و ميكروب موجب مرض است ؛ لذا حيواناتى كه در اين كثافتها و عفونتها تشكيل مىشود يا در جاهاى رطوبتى و كثيف ، نمىگذارد كه اين ميكروبها منتشر شود ؛ لذا حيوانات خودشان مسمومند . از اينها بگذريم مىرسيم به انسانهايى كه قسىّالقلب و بدطينت و